چشم من روشن

آخر ای دوست نخواهی پرسید

که

دل من از دوری رویت چه کشید

؟

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد

؟

چشم من روشن روی تو سپید

کی به دادم رسی ای صبح امید

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا

خواهی دید

2007aeh

/ 0 نظر / 5 بازدید