پیش خودم دل بستمو  بهش نگفتم حرفمو

حتی نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو

خواستم بگم هر چی که هست ولی سکوتم

نشکست بغض گلومو باز گرفت من کم شدم

اون ننشست راستش زبونم بند امد    

رفتو خلا منو گرفت من موندمو سکوتو درد

شاید یه لحظه ی دیگه فرصت عاشقی بشه

دوباره یک شانس دیگه شانس شقایقی بشه

شاید یه جای فرصتی لحظه مجالمون بده

گفتنی رو باید بگم گریه اگه امون بده ...

موفق باشید

/ 3 نظر / 3 بازدید

سارا

عزيزم شعر رضا صادقيه منو می نويسی درست بنويس بعضی بيت هاشو حذف نکن.باشه؟