دوستت دارم ولی نمیگویم

تا غرورم کشد به بیماری

زان که میدانم این حقیقت را

که تو دوستم نمی داری

سلام من دوباره امدم امدم تا چند تا مطلب بنویسم و رفع

زحمت کنیم

تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی

من مانده ام تا بی تو شبها سحر کنم

تو رفته ای که عشق مرا از خود به در کنی

من مانده ام تا عشق تو را تاج سر کنم                   فریدون

  
نویسنده : Sara ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٥
تگ ها :